تئه کجه بوردی ؟

آخ انار گل رنگ تئه کجه بوردی ؟
رفیق روز تنگ تئه کجه بوردی ؟
مه دل تئه وئه هایئته تنگ ، تئه کجه بوردی ؟
تئه دل مثال سنگ ، تئه کجه بوردی ؟
تئه دنی و خدا دل نایئنه قرار.....
پ.ن: معنی شعر :)

ای که به سرخی دونه های اناری کجا رفتی ؟( دقیق نمیدونم)
رفیق و همراه روزهای سختم تو کجا رفتی ؟
دلم برات تنگ شده ، تو کجا رفتی ؟
دل تو مثل سنگه ، تو کجا رفتی ؟
تونیستی و خدایا دلم آروم و قرار نداره.......

۱۴ نظر

:)

وقتی به این فکر میکنم که تو چند روز اخیر چند بار با سوال عاشق شدی روبرو شدم ، دائما میگردم که ببینم کدوم یکی از صفت های یک آدم عاشق رو متجلی کردم ؟!؟

۱۲ نظر

سرفه

با همین فرمون پیش برم فردا میتونم برم و اعلام جانبازی کنم :/:/:/:/

۱ نظر

به وقت بیداری !

و ذهنم چنان میدان مینی در همین حوالی از شبانه روز به تماشای افکاری می‌نشیند که خیال گذر از این قتلگاه پر خطر را دارند و باز هم من میمانم و ویرانه های این انفجارها .....

( من از صدای مین‌ها کلافه ام / کاش کسی گذر کند بدون انفجار‌ ها )

۰ نظر

من نمی بازم :)

این روزا میشه گفت تو بدترین شرایط چند وقت اخیرم :))
اما به طرز عجیب و ناباورانه ای در من نمیبازم ، ادامه میدم بازم ترین حالت ممکن قرار دارم :))
میبینم ، میمیرم ، میخندم و اروم به خودم میگم نوبت جنگ تو هم میرسه :)
یک روزی یک نفر اومد گفت تو نمیتونی ! ادامه نده و امروز اون آدم میاد و از موفقیت هاش میگه ، با خودم میگم اون چطور جرئت کرده که با من از نتونستن حرف بزنه !؟:)
منتظرم باش یک روزی برمی‌گردم و میگم اشتباه کردی :))
امکان نداره پاپس بکشم ، در حالی که با کمک مسکن هم نتونستم دردم رو آروم کنم اما برنامه ام رو کامل کردم ، ادامه میدم ⁦💪🏿⁩💪
((محمدعلی کلی اولین مدال قهرمانی خودش رو برای معلم دبیرستانش فرستاداون با اطمینان به محمدعلی گفته بود:تو هیچی نمیشی!))

۳ نظر

:)

بر زخم تنم زهر نپاشید که من خویش
 از درد روا داشته بر خویش اسیرم
یک عمر حذر کردم از تیغ جماعت 
ناگه به خودم دوش رسیدم که نمیرم
دیدم که چنان خون ز من رفته که گویی
بر بحر فرو ریخته از (پیکره‌ی)خویش امیرم
من در همه عمری به گریز از همه مردم 
این دستِ به شمشیر در آورده نفیرم
تنها منم و خویشتن و باز خود من 
آنقدر در این ورطه بمانم که بمیرم
مبهم نوشت ،فی البداهه
۷ نظر

هنوز هم زنده ام....

#حبیب

۶ نظر

...

عمیقا احساس میکنم که باید برم سراغ کلبه تنهایی ...

کاش تموم میشد همه چی ،  به سادگی این که مثلا طلوع آفتاب فردا رو نه ببینیم و نه نفس بکشیم، همین:)

۷ نظر

:)

تو خوب از شبهای شرجی شعر میگفتی
اما یقینا بوی شالی را نمی فهمی 
شاید دلت جا مانده باشد پیش این دریا 
اما تو هرگز یک شمالی را نمی فهمی 
صدف فیاضی
۵ نظر

اینترنت🤦🤦

خدااااایا بسه دیگه....
چرا اینترنت مارو وصل نمیکنین ؟؟؟؟؟؟؟

۵ نظر
درباره من
یک نفر که از خودش رفته!


پ. ن: داره قوی تر از قبل برمیگرده
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان