فاصله بین ساختن و باختن فقط یک حرفه، اما چی میشه آدمی که اینقدر جنگید و با چنگ و دندون به داشته هاش رسیده با بی پروایی جار میزن باختنش رو؟ چی میشه رها میکنه همه چیز رو و فقط غصه میخوره؟ به چه قیمتی؟؟ چطور میتونه فراموش کنه و اینقدر ساده چشم هاش رو ببنده؟؟ باور نداره اما چشم هاش رو میبنده و مدام فکر میکنه چطور به اینجا رسید؟؟ شرایطی که شاید روزی به خیالاتش هم راه پیدا نمیکرد....